خرید بک لینک
- درباره ازدیاد جمعیت...

درباره حقوق بشرغربی...

================

بعضارهبر مطالبی که می گه به فکر و تجربه من نوعی کمی غیرمنطقی میاد اما سالها بعدش می فهمیم دور1 بوده.

البته خوب ایشون تنهارهبر شرقه اهل مطالعه هم هستند مخصوصا تاریخ ایران را طبعا وسعت دیدشون بیشتره...

چندوقت قبل مدام تایید و تاکید کردند که باید تعداد اولاد را افزایش داد در خانواده های ایرانی.

نکردند این می شه دیگه.

ازسویی جمعیت کشور مدام پیرتر و فرسوده تر می شه. این در درازمدت جلو پیشرفت در دنیا را هم خواهد گرفت.

ازسویی همین می شه که تعداد دانشجوهاهم نقصان می یابه.

چون قبلا خانوارها پرجمعیت تر بودند دستکم از هر خانواده ای یک نفر دانشجووارد می شد الان از هرچندخانواده یکیشون می شه دانشجو.اینم در دراز مدت جلو پیشرفت علمی کشور را می گیره.

خوب البته گرانی و بی کاری هم مزید علته اما به نظرمن بازم بیشتر تقصیرها پای خود مردمه.

طرف می گه پول و حوصله و وقت ندارم بدم برای داشتن تعداد اولاد بیشتر،

اما همون آدم را می بینی ماهانه میلیونها تومن هزینه می ده برای آرایش های آنچنانی مو و سر و بر و رویش

می شد مانند امثال سپیده با سادگی هم البته با مجبت ذاتی امثال سپیده، همون جذابیت ها را سبب شد.

یا مردهامون جلو در دانشکده و کتابخانه عمومی ساعتها می ایستند صدهاهزارتومن پول سیگار می دهند اما بگی کتاب بگیر دستت یا شعور پیدا کن، دیگه هیچی می شه شاغل تمام عیار بی وقت و بی پول...

هرکسی دوست داره تا بشه مال و اموال بیشتر داشته باشه و زندگی حالش راحت و آینده اش تامین بشه.

منم دوست دارم.

فقط دوتاعموها و پدرم را دیدم توی حال و هوای عارفانه بودند.

اماخوب ماها دیگه زیادی شورش را درآوردیم.

شور همه چی را ایرانی جماعت درمیاره.

حدوسط نداریم.

=============

یکی هم حقوق بشر غرب هست.

البته خوب اونا برخی قوانین اجتماعیشون ظاهرا برتر و بهتره اما خدا می دونه واقعا و کامل هم اجرا می شه یا نه فقط آواز دهل از دوره...

دوسه تا شهر کل دنیا را خطا می کنیم با همه دنیا.

یه خانم مسلمان بخواد حجاب بگیره سرش هزارجور اهانته یا منعه یا سیاه پوست بودن هنوزم خیلی جاها براشون رکیک و مایه تمسخره.

عموی بزرگترم می گفت ایران ارامنه مدارس و کلیساها و انجمن ها حتی خلیفه گری متعدد خاص خودشان را دارند اما کشورهای دیگر حتی مسیحی که میریم یه دبستان هم به زبان مادریمون نداریم دو سال نشده تمام فرهنگ و ادبیات غنی و مذهب و زبانمون قاطی خارجی ها و تباه می شه میره پی کارش برای همیشه.

بجزاینا می گند پدرت بود فاضل، ...

تازه اونا پدرشونم همچین فاضل نبوده تک توک انسان واقعی بینشون اومده.

خون بی گناهی ریختن میلیونها سرخپوست و سیاه پوست داغ کردنها و قتل عام زردپوستها و بمب اتمی انداختن یه روزه سوزوندن 140 هزارآدم بی گناه و نزدیک 100 میلیون نفرطی دو جنگ جهانی از بین بردن هیتلر مسیحی و غیرمستقیم قدرت های بزرگ اروپایی مسیحی همیشه روی چهره تاریخ و بشریت می مونه.

===

خلاصه این که

وقتی با سپیده هستم ته دلمم آرومتره.

چون می دونم زیباییش طبیعی و ساده اما واقعیه.

صرفا باهزینه های میلیونی برگشت ناپذیر یک عروسک مصنوعی موقتی جذاب الکی ازخودش نمی سازه برای جلب نگاه مردهای دیگر که ناخودآگاه خودشم ارضای روحی بشه که ببینا مورد توجه دیگران هم هستم.

خودمم هرگز پی مدل مو نبودم.

خارج از عرف عمومی هم نیستم که ازاون وری بیفتم یعنی مدل پوشش ها یا بروروی عجیب غریب بسازم.

خیلی از نویسنده ها و شعرای شرقی متاسفانه شهرت و قدرت ادیب بودنشون را می خواهند با بر و روی غیرمتعارف نمایش بدهند.

که چی بشه؟

ناخن ها بلند همیشه چرک و موهای بلند همیشه آشفته و نشسته نامرتب و سیگار پردود به دست یا لیوان شراب همیشه پر دست همکیشای خودم.

اینا معنیش این نیست حتماطرفم ذاتا آدم ادیبی هم شده.

تابحال نه مدل دادم نه این جوری بودم نه اون جوری.

خیلی عادی اما مرتب و شیک و تمیزم همیشه.

ذاتا باید نویسنده و شاعرباشم که هستم.

پزم نیست لذتمه بیشتر و کمابیش یکی از سرگرمی هامم هست.

می شه بگیم کمبود کار هست شایدم زیاده بخاطر تحریم های رکیک سالیان دراز امریکا هم بوده کمابیش و بی خردی ها اما پول که هست که اینهمه زن بزک کرده و مرد با زور داروهای خاص هیکل آرنولد مصنوعی بیرون انداخته داریم.

اگر اینهمه طرف پول و وقت داره می تونه ازخودش کم کنه بگذاره پای تولد و تربیت اولاد بیشتر.

===

خوشبختانه در و تخته مونم خوب جور اومده.

نه سپیده با لب مصنوعی و مردمک مصنوعی و ابرومصنوعی و مژه مصنوعی و سینه پروتز کرده مصنوعی جذابیت مصنوعی میده به خودش،

نه من با آمپول مصنوعی بدنسازی و ... و ... ناخن چرک بلند و موی آشفته چرکتر و سیگار و الکل می خوام به زور بگم شاعر و نویسنده ام.

البته افراد بی نهایت شایسته ای هم در کشورمان هستند که همون داروهای بدنسازی را صرف می کنند و تنومندیشونم واقعی و ورزشکاریه که قابل ستایش هم هستند خودمم یه مدت طولانی دلم می خواست برسم به اون تنومندی ورزشی بارها رفتم باشگاه های بدنسازی که برخیشون الان اصلا نیستند اونا مجزان اما متاسفانه اخیرا دیدم مدهم شده افراد متفرقه زیادی هم می خوان عوض بزک آرایشی رکیک خانم ها مردها هم هیکل الکی بیرون بیندازند که چی بشه؟!

اینها فقط کمبودهای روانی طرف را می رسونه.

مثلا همین همکلاسی هایم در ارشدعلامه مرتب و تمیز هستند اما نه واقعیشون نه پروفایلشون مدل و بزک کرده مصنوعیه خیلی هم حس احترام من و دیگران را جلب می کنند.

===

برعکس جمع هشتادنفری رکیکی که سه سال قبل دیدم.

واقعا واویلا بودند حتی از این جهت.

سارا که هیچی به قول خودش عکس مدل سکسیش دست همه مردهای ناشناس و آشنای دنیاهم بود.

بهشم افتخار می کرد.

نمی فهمیدی داری به یه دختربشر می نگری یا یه عروسک اسباب بازی یه دختربچه دوساله.

بقیشونم که هیچی مخصوصا پروفایلاشون بلااستثنا با سروموی آرای آنچنانی غربی و مخصوصا برهنه...!!!

می گم اون جمع نه مسلمان بودند نه مسیحی نه یهودی کلاازاسم و افتخار انسان و انسانیت دوربودند.

خداراشکر زودشد ازشون دوربشم و درامان بمانم.

===

الان چهارساله با سپیده دوستم.

یه بار عروسی پسرداییش بود داخل عکسشم پوشیده بود اما موی سرش باز بود زیرچشمی یه ثانیه چشمم گرفت نگذاشت نگاه کنم.

می گه مسلمان اجازه نداره موی سر نبسته اش را نشان دیگری مخصوصا مرد و نامحرم بده.

کاش یه سیستم پلیسی راه می افتاد پروفایل های رکیک برخی گروههای تلگرامی را هم کنترل می کردند.

===

سلام هم یه عمرمحله امام حسین بودم و اونجا بزرگ شدم و بچه اونجا و میدان دروازه شمیران می دونم خودم را.

اول و برترچیزی که از مسلمان ها یادگرفتم ارزش سلام دادنه و زودترازدیگران گفتنشه.

اون جمع سلام می کردی ماتشون می برد.

درست مثل این که در عمرشون کلام سلام نشنیده بودند.برایشان فحش رکیک ناموسی هم بدتربود.

خوبه زود و زیادازشون دور شدم و دور موندم اینام که می گم بخاطر حافظه تصویری قویه و اینکه بیشترین اهانتهارا عوض اعتمادها و ارزش دهی هایم درزندگیم دیدم.

حالا دفترخاطراتم یکی یکی میاد داخلش هستند.

برچسب: نویسنده: آرین زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:20

صفحه بندی